20 - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 14:12
دردام کم نشده فراموش نکردم بی عشق نشدم هنوز میبینم کم کم میبینم اذیت میشم کمتر از گذشته اما هنوز رنج میکشم بی اونکه بتونم کاری کنم و نگاه تو رو جذب کنم کمتر مینویسم،تا بیشتر فاصله بگیرم باید کم.کم.کم.کم،برام کم و کم رنگ شی... همیشه دوست دارم.برام رویایی... + نوشته شده در چهارشنبه یکم دی ۱۳۹۵ساعت 23:...
21 - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 14:12
از آخرین بازی که اومدم و برات نوشتم خیلیی وقته که میگذره.بعد از آخرین بارجچند بار اومدم اینجا.اما دست و دلم به نوشتن نرفت و برگشتم... دست خالی چه نوشتنی داره؟تو هنوز با من غریبی... هفته قبل بود که بازم مزاحمت شدم و برای هزارمین بار بلاک کردی و بهت افتخار کردم اما بازم نتونستم باهات رف بزنم... اما یک...
22 - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 14:12
دیروز بود که بابت گم شدن جارو ازت خواستم تو وسایل رضا رو بگردی.خداااااا میدونه چی کشیدم تا دیدمت و چی کشیدم تا تونستم خودمو راضی کنم که صدات کنم.وای خدا.قرن ها بود چنین حسی بهم دست نداده بود.قلبم داشت کنده میشد.سرم داغ شده بود.از مریم شر و شور که به هیشکی جواب درست و حسابی نمیده خبری نبود که نبود!وا...
10 - تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 2:45
امروز صبح که از خاب بیدار شدم تصمیم گرفتم شله زرد درست کنم و بیارم برا رضا که توم بخوری درست کردم و به بهونه درس خوندن روز جمعه ای اومدم سرکار.اما تو نیومدی! تا عصر که رضا هم دیروقت اومد و من فکر کردم نمیاد و شله زرد رو خوردم،و وقتی که شب شد و تو یه لحظه رد شدی و من دیدمت چشمم منتظر موند.آخرم یه لحظ...
11 - تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 2:45
از دیروز ک درست و حسابی نیومدی و فقط چند بار چند دقیقه ای سر زدی و حتی نگاهی ننداختی،تا امروز که تا ظهر سر و کله ات پیدا نشد و فقط یه لحظه رد شدی دیدی رضا نیست و غیبت زد،و عصر یکی دوبار اومدی و اصلا به من نگاه نکردی و زودم رفتی،و شب که قبل از رفتن من دیدم که اومدی و رفتی پیش حمید و رضا و به من نگاهم...
12 - تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 2:45
از اینکه برات نمینویسم هیچ ناراحت نیستی.مگه نه؟ هنوز هم همونطور بی احساسی دیروز و پرویروز و هر روز.کم تر میای و کمتر و کمتر! خسته شدم از این همه انتظار.امروز فقط یه لحظه اومدی.بقول خودم سر موتورتو که دیدم چقد ذوق کردم! فقط گذشتی.فقط گذشتی...
13 - تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 2:45
امروز5شنبه بودو سرت خلوت تر.خداروشکر بیشتر دیدمت تو هم امروز رو مود بودی.از روزایی بود ک فاز عاشقی داشتی.چشم برنمیداشتی... ازصب.بانک.دور دورم با محسن.عصر.خنده.پیاده روی و...خوبه که هستی.کاش همیشه باشی شاید احمقم.اما بازم دوست دارم.خییییلی زیاد!دوست دارم محمدم...
14 - تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 2:45
چند روزی بود که خواهرم اومده بود خونمون و نمیتونستم بیام بنویسم جمعه رفتیم جنگل.جات خیلی خالی بود.خیلی خیلی خوش گذشت اما تمام مدت چشمم به جاده بود.فکر میکردم تو میخوای رد بشی و من نبینمت!!!اما رد نشدی.انگار نمیخواستی دور دور هر هفته ای که آبجی میگفت میکنی رو کنی.شاید رفته بودی و شاید بعدش رفتیو شاید...
15 - تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 2:45
این چند روز سرماخوردگی شدیدی داشتم که نتونستم بیام برات بنویسم از دیروز برات بگم که انقد حالم بد بود که با اینکه 5 شنبه بود به خودمون تعطیلی دادیم و بخاطر برف شدید خونه موندیم و استراحت کردم چون حالم خیلی بد بود.نتونستم ببینمت اما شب پروفایلتو چک کردم و دیدم عکس جدید گذاشتی و کلی بهت نگاه کردم و آرو...
16 - تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 2:45
این روزا انقدر کم هستی و انقدر کم دارمت که حتی حوصله نمیکنم بیام اینجا بیام که چی بنویسم؟چی بگم؟ جز اومدن و گذشتن از کوچتون و دیدن ماشینت چیکار ازم بر اومده که نکردم؟ جز هزار بار سر زدن به پروفایلت و دیدن عکسات چیکار تونستم و نکردم؟ میدونی چقد خستم؟گمون نکنم بدونی میدونی چقد تنهام؟گمون نکنم بدونی می...
17 - تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 2:45
هر روز کمتر دارمت و کمتر و کمتر... این هفته یا شاید 10 روز،12روز گذشته انقدر کم بودی که چیزی برای گفتن و نوشتن ندارم جز یه دلتنگی تکراری... دیشب کمی اومدی و اونقدر اومدنت کم بود که چیزی ندارم بگم جز اینکه کمی آروم گرفت قلبم اینم از امشب ک عروسی پسر عموم احمد بود و جز خودم هیشکی نمیدونه که بیشتره آما...
18 - تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 2:45
از دیروز منم که دارم بی تفاوت رفتار میکنم دیشب اومدم آب خوردم.از کنارت گذشتم و نه نگاه کردم و نه سلام امروزم از ظهر ک اومدم تا شب موتورت بود و دو ثانیه اومدی و گذشتی و اون که اخم کرد و نگاه نکرد من بودم نمیدونم این حس موقته یا دائم.اما لاقل بذار حالا که هس بفهمیو درک کنی چه مزخرفه بی تفاوتی.البته اگ...
19 - تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 2:45
هی نمیام هی نمینویسم هی فاصله میگیرم فقط به یه جمله میرسم لعنت به من محمد.لعنت به من که عاشقت شدم لعنت به تو محمد.لعنت به تو که نمیفهمی عشق یعنی چی سرمو تو کدوم دیوار بکوبم که عشقت بپره؟ داره اذیتم میکنه این عشق نگات میکنم سر بر میگردونی نگات نمیکنم نگاه میکنی چی میخوای از این نگاه کردنا؟ نکنه حواست...