دست خالی چه نوشتنی داره؟تو هنوز با من غریبی...
هفته قبل بود که بازم مزاحمت شدم و برای هزارمین بار بلاک کردی و بهت افتخار کردم اما بازم نتونستم باهات رف بزنم...
اما یکی دوشب بعدش و قضیه مزاحمتای رضا دو دلم کرد.یا رضا انقد بی شرف و عوضیه که قصد صحبت با منو اشتهو قصد مخ زدن،یا از طرف تو بوده و بهم شک کرده بودی و بدتر در بدتر!
بهرحال با رضا به تیپ و تاپ هم زدیم.کمتر حرف میزدیم و توم که انگار کلا با من مشکل داری.امروزم که رفتار بیشعورانه رضا و خریدپرتقال و سر بیست تومنو ...که با فحش و فحشکشی تموم شد.خوب شد که تو نبودی.اما راستش از توم خیلی وقته دلگیرم و با تموم عشقی که بهت دارم کم کم و هر روز بیشتر داره ازت بدم میاد.هر چند فقط توبی عشقی گناهکاری نه چیز دیگه...
همه چیو خراب کردی پسر بد...
برچسب:
نویسنده: آرمان محمدپور