خرید بک لینک

درباره سایت

محمد عزیزم

آخرین مطالب

امکانات وب

هر روز کمتر دارمت و کمتر و کمتر...

این هفته یا شاید 10 روز،12روز گذشته انقدر کم بودی که چیزی برای گفتن و نوشتن ندارم جز یه دلتنگی تکراری...

دیشب کمی اومدی و اونقدر اومدنت کم بود که چیزی ندارم بگم جز اینکه کمی آروم گرفت قلبم

اینم از امشب ک عروسی پسر عموم احمد بود و جز خودم هیشکی نمیدونه که بیشتره آماده شدن من به عشق تو بود نه عروسی.خوب بود که بودی.نمیدونم چقدر دیدی منو،من زیاد ندیدمت اما میدیدم که هستی.دلتنگتم محمد.بی تابتم.تازه از عروسی اومدم و هر کار کردم نتونستم آروم بشم.تمام شب بهت فکر کردم و بخاطر بودنت و دیدنت دلتنگ بودم.تمام مدت عروسی تو غم بودم.خیلی ناراحتم امشب.و حالا با آهنگ من اینم خوب یا بد با بال پرواز،بلاخره بغضم شکست و یه دل سیر گریه کردم و دیدم نیاز دارم باهات حرف بزنم.خیلی زیاد.پس اومدم و نوشتم...

کاش همیشه میخوندی و حرف میزدی و آروم میشدم.دارم خفه میشم محمد.خفه....

چرا انقدر دوست دارم و تو هیچ دوسم نداری؟؟؟

لعنت به من و زندگیم بی تو...

دوست دارم

برچسب: نویسنده: آرمان محمدپور تاريخ: جمعه 26 آذر 1395 ساعت: 2:45

صفحه بندی