هی نمینویسم
هی فاصله میگیرم
فقط به یه جمله میرسم
لعنت به من محمد.لعنت به من که عاشقت شدم
لعنت به تو محمد.لعنت به تو که نمیفهمی عشق یعنی چی
سرمو تو کدوم دیوار بکوبم که عشقت بپره؟
داره اذیتم میکنه این عشق
نگات میکنم سر بر میگردونی
نگات نمیکنم نگاه میکنی
چی میخوای از این نگاه کردنا؟
نکنه حواست اونجاییه که نباید باشه؟
نکنه اصلا به اونایی که نباید داری نگاه میکنی و با سر گردوندنات میخوای اینو بفهمونی؟
حالم داره از دنیا به هم میخوره
خسته شدم.خسته.خسته.خستههههههههه.لعنتی خستههههه.میفهمی؟خسته شدم لعنتییییییییییی
:(:(:(
کجا فرار کنم که نبینمت؟
چند روزه به هزار بهانه نمیام سرکار
دیر میام.زود میرم.نمیام.باز میبینمت و تو راه خودتو میری...
دقم دادی.دق:(
لعنت به من که عاشقت شدم و لعنت به تو که نمیفهمی
نه از سرم میپره این عشق نه عادی میشی برام نه عاشقم میشی...:(
برچسب:
نویسنده: آرمان محمدپور